قصه های سنتی

 

by Photos8.com

 

بازی قایم موشک

ادامه مطلب
by Photos8.com

 

بازی دریا و ماهی

ادامه مطلب
by Photos8.com

 

بازی الک و دولک

ادامه مطلب
by Photos8.com

 

بازی وسطی

ادامه مطلب

 

 
 

لاك پشت و مرغابي ها

پست الكترونيكي چاپ PDF

lakposht-va-morghabiha

يكي بود يكي نبود،غيراز خداي مهربون هيچكس نبود.در بركه اي دو مرغابي و يك لاك پشت ساكن بودند وبا يكديگر بسيار دوست بودندوتمام طول روز را با هم سپري مي كردند وهمديگر را بسيار دوست مي داشتند.

اما بركه رفته رقته خشك شد،طوري كه زندگي براي ساكنانش بسيار سخت شد.مرغابي ها وقتي اين وضع را ديدند،پيش لاك پشت آمدندوبه او گفتند:« دوست عزيز،ما براي خداحافظي آمديم،هر چند كه دوري از تو براي ما سخت و ناراحت كننده است  اما  چاره ديگري نداريم و بايد اينجا راترك كنيم و به بركه ديگري برويم.»

لاك پشت وقتي سخنان مرغابي را شنيد،شروع به گريه كردن كرد و گفت:
«اي دوستان خوب من،خشك شدن آب اين بركه براي من پرضررتر است و من هم ديگر نمي توانم در اينجا زندگي كنم. كاش مي شد كه فكري بكنيم ومرا نيز با خود ببريد.»

مرغابي ها هم گفتند:«اتفاقاٌ دوري از تو براي ما بسيار رنج آوراست وما اگر به جاي خوش آب وهوايي برويم،بدون تو نمي توانيم از نعمت هاي آن مكان لذت ببريم.»
پس مرغابي ها فكرشان را روي هم گذاشتند و به دنبال راه چاره گشتند.
بالاخره راه حلي يافتندو به سراغ لاك پشت آمدند تا راه حل را با او در ميان بگذارند.رو بهلاك پشت كرده و به او گفتند:
«اگر مي خواهي كه تو را با خود ببريم، بايد به حرف ما گوش كني»
لاك پشت قبول كرد و به او گفتند:«وقتي تو را برداشتيم و در آسمان پرواز كرديم،اگر مردم ما را ديدندو چيزي گفتند، پاسخ آنها را ندهي.»

مرغابي ها رفتند و با خود چوبي آوردندو لاك پشت ميانه ي چوب را محكم به دهانش گرفت و مرغابي ها هر كدام يك طرف چوب را برداشتند و پرواز كردند.در راه چون مردم آنها را ديدند،تعجب كردند و از هر طرف صداي آنها بلند شد كه :«ببينيد لاك پشت پرواز مي كند»

لاك پشت مدتي ساكت ماند،ولي طاقت نياورد و گفت:«كور شود هركس كه توان ديدن ندارد.»

ودر آن حال كه دهان خود راباز كرد از آسمان به زمين افتاد و مرد.

 

  • هدف كلي: آشنايي با قصه گويي
  • هدف جزيي: آشنايي كودكان با مقوله ي نصيحت پذيرفتن و سنجيده سخن گفتن
  • محاسن: اين داستان به ما مي آموزد كه، نبايد بي موقع صحبت كنيم،ممكن است به ضرر خودمان تمام شود.
  • معايب: زياد سخن گفتن،نشانگر وجود علم نيست.
  • نتيجه گيري: هر بلايي كه به سرمان ميايد از ناداني وخود رايي خودمان است،پس بهتر است از تجربه هاي بزرگترهايمان به نحو احسن استفاده كنيم.
  • پيشنهاد: مضرات بيهوده سخن گفتن را به فرزندانمان گوشزد كنيم.
« عاطف ضرغامی خامنه »

نظرات  

 
+7 #1 1391-08-25 18:19
داستان خیلی قشنگی هست و من رو به یاد 20 سال پیش میندازه که در ایران درس می خوندم. من لحن سخن گفتن رو در ایران با کودکان نمی پسندم چون یک لحن خیلی خشک هستش و حتی الان هم بعد از این همه سال تکه آخر داستان لحنش تند هستش و حتی نویسنده هم به نظرم تعبیر به جایی از داستان نکرده و می تونست داستان با زخمی شدن لاک پشت تموم بشه. مرگ برای کودکان در داستان لذت آنها رو کم میکنه از محیط آموزشی. داستان منظورش اینه که بهتره به سخن دیگران گوش کنیم. اما مرغابی ها که نماد انسانهای خردمند نیستن و همچین جزای سختی برای بچه ها سخته درکش. بازم معتقدم که هر سه کار اشتباه کردن لاک پشت و 2 مرغابی با هم.
امتیاز
 

نظر دهید


کد امنیتی
Refresh

موقعیت شما : قصه گویی لاك پشت و مرغابي ها